سلام که نام خداست ... بازم سلام
از اون رمضان تا این رمضان... واقعا یک سال گذشت؟
سال گذشته اولین رمضان تابستانی بود . یادش یخیر ... گرما و گرد و خاک خوزستان . آلودگی های شیمیایی و رایحه نه چندان مطبوع ناحیه صنعتی ... همیشه ی خدا به صحت و سقم روزه هام شک می کردم .ای خدا این همه ذرات و غبارهای جور واجور تو حلقمون میره روزه م باطل نشه!! از اون طرف خط هم(خط تلفن) دائم سفارش میکردن از ماسک استفاده کن!!
آخه کدوم ماسک ؟ چه ماسکی ؟ ماسک زدن افاقه نمیکنه هیچ، تازه بیشتر نفستو بند میاره !!
عجب رمضانی بود ! عطش !! و چقدر با صفا!
امسال همین جا هستم . خونمون و شاید این آخرین رمضانم باشه!!
خیلی وقته حتی یه نیمچه پست مدیریتی هم ننوشتم. فکر کنم آخرین پست مدیریتی ،مدیریت اخلاق بود "" هیچ راه درستی برای انجام کاری نادرست وجود ندارد!! "" اینجا و اینجا
پس بد نیست بعد از مدت ها بریم تو فاز مدیریت . مدیریت یعنی زندگی ! زندگی یعنی مدیریت !!
دوستان حتما با کمپانی یا بهتره بگم امپراطوری عظیم تجاری و صنعتی HOT CHOCOLATE آشنا هستن.
و اینکه در شرایطی که تلاطم بحران مالی جاری جهانی ، که غول هایی مثل جنرال موتورز رو از پا انداخته و همه صنعت داران نامی رو دست به عصا کرده ، این تشکیلات تونسته با حفط ثبات و انسجامش بحران جاری رو به خوبی حل و فصل کنه .
و به حق همه این ها رو باید مدیون نبوغ و مدیریت خانم بهمن دونست .
کمپانی HOT CHOCOLATE
شرکت HOT CHOCOLATE در سال ...(نمیدونم چه سالی بود!!) پایه گذاری شد و با مدیریت و ذکاوت این مدیر جوان (خانم بهمن) خیلی زود توانست به رشد و توسعه سریع و قابل توجهی دست پیدا کند .
فکر نکنم نیاز چندانی به معرفی HOT CHOCOLATE و محصولاتش (انواع شکلات و کاکائو،قهوه و نسکافه و ... )باشه .
HOT CHOCOLATE و مدیریت خانم بهمن
بیوگرافی؟ اینکه یه نابغه چه سالی به دنیا اومده و کجا و کی مرده چه اهمیتی داره ؟ چرا هوش و خدمات باید زیر سایه بیوگرافی بره ؟پس بی خیال سال و ماه و تولد و مرگ!!
تصميم گيري سريع و موكد و بدون تاخير و هميشه جواب سريع و صريح دادن از خصوصيات برجسته این مدير توانمند ایرانی بود .
هر وقت مدیری یا کارمندی مشکلی رو باهاش در میان می گذاشت ، خانم مدیر ما در حالی که يك دستش رو در جيب و دست دیگرش را به پیشانی می کشید به زمین خیره می شد (دقیقا مثل من!!) ، کمی فکر می کرد و با اقتدار كامل پاسخ مثبت يا منفي خودشو اعلام ميكرد : این طرح خوبه این طرح بده . این باید اینجا باشه اون نباید و...
تصمیماتی که این خانم مدیر در زمینه های مختلف اتخاذ می کرد تاثیرات شگرف و قابل توجهی داشت و داستانهاي زيادي در مورد توانايي مرموز تصميم گيري سريع خانم بهمن نقل ميشد و حتي كار به دخالت دادن نيرو هاي فوق طبيعي هم كشيده شده بود.
خوب ... هر چقدر هم که جوان باشی بالاخره یه روز باید جاتو بدی به جوان ترها !
تقریبا همزمان با شروع بحران مالی بود . (بحرانی که الان همه رو بدبخت کرده و ما رو خوشبخت!!
) که خانم بهمن به خاطر بیماری و وضعیت نسبتا نا مطلوب سلامتیش ، تصمیم به کناره گیری از ریاست هیئت مدیره HOT CHOCOLATE گرفت .
مدیران موفق و انسان های بزرگ همیشه با اقتدار و بزرگ منشی صندلی شونو (یا میزشون؟؟) واگذار میکنن!!
و برای مدیران جوان چه میراثی ازرنده تر از علم و تجربه 
خانم بهمن وقتی به تشویش و نگرانی خاطر جانشین جوانش پی برد تصمیم گرفت راز موفقیتش رو برای مدیر جوان و مدیران جوان برملا کنه که از زبان خودش می شنویم :
لوبیا ! این است راز قانون موفقیت !!

مدیریت برمبنای لوبیا : از تئوری تا عمل !
راز كار من لوبياست . سالها قبل پي بردم كه اگر تصميم گيري در مورد مسئله اي رو عقب بندازی آن مسئله بسيار بدتر و مشكل تر از قبل خواهد شد !! اين بود كه روشي رو براي تصميم گيري سريع ابداع کردم. به اين ترتيب كه مقداري لوبيا تهیه کردم و داخل جيبم ریختم و هر زمان كه مجبور می شدم در مورد سوالي جواب بله يا خیر بدهم مقداري از اون لوبياها رو به اندازه يك مشت بر ميداشتم و در داخل جيبم شروع به شمارش آنها ميكردم. اگر مجموع اين لوبياها عددي فرد بود جواب منفي و اگر مجموع آنها زوج بود جواب مثبت ميدادم !!
فرقي نمي كرد كه جواب من مثبت باشه يا منفي ! چيزي كه مهم بود اين بود كه جريان تصميم گيري به تعويق نيفته. البته تصميمات من گاهي اوقات غلط از آب در مياومد و اين اجتناب ناپذير بود.
اما، چه درست و چه غلط، تصميم گيري بايد هرچه سريعتر صورت بگیرد تا بتوان انرژي خود را صرف چيزهايي كه واقعاً اهميت دارند نمود .
و مدير جديد نيز همراه با مقداري لوبيا در داخل جيب، پست مديريت را از آن مدير توانمند تحويل گرفت ...
خوب دوستان ...
** شناختن این مدیر توانمند ایرانی آی کیو (IQ) بالایی نمیخواد . اگر یه کم حواستون جمع باشه متوجه میشین که خانم بهمن خود من هستم .
** بله خود خود بنده! نشون به اون نشون که اسم کارخونه ام شکلات داغه!! اسم دومم هم بهمن گانه !
** این جوجه مدیر جوونی هم که رازمو باهاش در میون گذاشتم دقیقا یادم نیست کی بود . نوه ام ؟ نتیجه ام ؟ ندیده و نبیره و چه میدونم . هر کی که هست به خودم رفته که توی این بحران مالی تا اینجای کار سر بلند بوده !!
حتما این عکسو ببینید!! اینجا
از لطف خواهر خوبم سمیره جان ،در وبلاگ انبه میناب ممنونم به خاطر یادآوری ها
با تاخیر یک روزه ، 31 آگوست روز وبلاگ رو به همه دوستان وبلاگی تبریک میگم اینجا .
در طول این سه چهار سال وبلاگ نویسی ، با دوستان و وبلاگ نویس های عزیزی آشنا شدم . دوستانی که دیگه نیستن یا حضورشون محو و کم رنگ شده و تنها کامنت ها شون به یادگار مونده . برخی، گاهی ردپایی از خودشون به جا میذارن (پریسا خانم و وبلاگ کندیمیز . اگر میدونستی وقتی کامنتت رو میبینم چقدر خوشحال میشم بیشتر سر میزدی ) . دوستان بلاگر هرمزگانی دکتر ابراهیم، دخت کنگ ، بنگری ، انبا میناب ، بندر جاسک ، آسک و افتخار آفرینی های آقای صابری و ...
و دوستان همیشه همراه
و دوستان و وبلاگ های جوانتر 
به قول نویسنده شازده کوچولو : برای بزرگترهایی که زمانی بچه بودن!! منظورم ادامه مطلبه !!
ادامه مطلب