
خدا آن ملتی را سروری داد که تقدیرش به دست خویش بنوشت
به آن ملت سر و کاری ندارد که دهقانش برای دیگری کشت

مهمترین خاطره ای که از دوران کودکی به یاد دارم نیمه شبی بود که یکباره از خواب پریدم چون خونمون آتش گرفته بود .

پدرم کشیش مذهبی بود که برای آزادی و حقوق مدنی سیاه پوستان فعالیت میکرد . دو سال از ربوده شدنش می گذشت که جسد مثله شده او را کنار ریل راه آهن پیدا کردند.
بعد از پدرم ، مادرم نتوانست کاری پیدا کند و ما آنقدر گرسنگی می کشیدیم که دچار سرگجه می شدیم . مجبور بودیم دزدی کنیم تا زنده بمونیم. و این موضوع برای مادرم خیلی سنگین تموم شد. مادرم را به آسایشگاه روانی فرستادن و تمام فرزندانش را ازش جدا کردن . و ما به دارالتادیب و موسسات خیریه فرستاده شدیم .

در مدرسه شاگرد ممتازی بودم اما این برتری تحصیلی هرگز دید نژادپرستان را نسبت به من تغییر نداد . همیشه کاکا سیاه خطابم می کردند و هرگاه وارد کلاس می شدم با توهین و تحقیر به استقبالم می آمدند.
هرگاه با معلمانم صحبت می کردم و مشورت می گرفتم تنها یک پاسخ می شنیدم :« درباره کاکاسیاه بودنت واقع بین باش وکیل شدن واقع بینانه نیست شغلی را انتخاب کن که در حد تو باشد !! »

تصمیم گرفتم آزاد باشم . درس و مشق را رها کردم و هرگونه قید و بندی را از پای خود گشودم.
پس از طی یک دوره افول اخلاقی به جایگاه انسانی خود بازگشت در همین ایام به گروه تندروی اسلامی - نژاد پرستی « امت اسلام» به رهبری عالیجاه محمد پیوست .

عالیجاه محمد برای من نماد عدالت است و من اصول خداپرستی اورا در پیش گرفته ام :
خداوند از روح خود در انسان دمیده ، و پیامبرش محمد(ص) را فرستاده تا مردم خداوند را بپرستند . سفید پوستان همه شیطانند و سیاه پوستان روحی خدایی دارند !!

چرا کسی که می خواهد روی پای خودش بایستد به هیچ عنوان اعتماد به نفس ندارد؟حتی در میان نژاد خودش هم اعتماد به نفس ندارد ! چون سفید پوستان گذشته من و شما را نابود کردند .

در کنار مارتین لوتر کینگ
ما یک انسان هستیم و باید به عنوان یک انسان مورد احترام قرار بگیرم .
من آمریکایی نیستم . یکی از 22 میلیون سیاپوستی ام که قربانی دموکراسی آمریکایی شده است.
مارس سال 1964 : سفر به حج و ایمان به اسلام راستین

زمانی که در سفر حج بودم ارتباط مستقیمی با مسلمانانی داشتم که در آمریکا تحت عنوان سفید پوست طبقه بندیشون میکردن. اما این مسلمانان خاص٬ اسم خودشونو سفید پوست نمیذارن ! اونا خودشونو بشر میدونن !!
و اسلام این نگرشو بهشون داده .
در این مدت من در بشقاب اونا غذا خوردم ، از همون لیوان اونا آب خوردم و روی فرش اونا خوابیدم . و به درگاه همان خدای واحد عبادت کردم با هم کیشان مسلمان که چشمان آبی و مویی بور دارند و پوستی سفید٬ بودم. ما حقیقتا مثل هم هستیم.

من دیگر نژاد پرست نیستم و تمایلی به عضویت در هیچ یک از تشکیلات نژاد پرستی ندارم من پیا م آور برادری و برابری هستم.
تخریب شخصیتی ٬ تهدید و ترور از سوی عالیجاه محمد و همقطاران سابقش
ترور ناکام مالکوم ایکس به همراه خانواده اش
مالکوم ایکس: بهای آزادی مرگ است!!





