سلام بر همه دوستان. راستش براي اين پستم چيز ديگه آماده كرده بودم و قصد داشتم جواب چند تا از كامنت هاي دوستان رو درباره مطالب پست قبلي ام كه يكي از مباحث تخصصي بازاريابي بود مطرح كنم. اما متاسفانه همين چند ساعت پيش موقعي كه داشتم راجع به موضوع خاصي تحقيق مي كردم خيلي اتفاقي به مطالبي در همشهري آنلاين برخوردم كه مقايسه بسيار نابجا و زشتي بين شهرام جزايري عرب و آقاي كيم وو چونگ به عنوان دو مفسد اقتصادي بزرگ صورت داده بود. و متاسفانه مشابه و گاها عين همين نوشته ها را در برخي وبلاگ ها مشاهده كردم. كه البته مشخصه اين آقايون اصلا كيم وو چونگ را نمي شناسند و به استناد تشابه اتهام و جرم صورت گرفته و چند خبر پراكنده از اينور و اونور ايشون را يكي از مفسدان اقتصادي گردن كلفت تر از آقا شهرام معرفي ميكنند.
در قسمتي از اين نوشته اينطور اومده: الان نام كيم وو چونگ نه نام يكي از مفاخر كشور كره كه نام يكي از بزرگترين شهرام جزايريهاي اين كشور است .
كيم وو چونگ ، بنيان گذار و مدير سابق شركت دوو ، مرد اول اقتصاد و صنعت كره است . كسي كه كره صنعتي و مدرن امروز وامدار تلاش هاي اونه . در نيمه اول دهه 90 به عنوان نماد صنعتي كشور كره معرفي شد. عناوين بزرگترين كارآفرين قرن بيستم و پدر توليد و صادرات كره جنوبي هم از ديگر افتخاراتشه . در كره لقب جادوگر هم بهش داده اند.
اما شهرام جزايري عرب كيه؟ نماد اقتصاد و صنعت ؟ يا سمبل دله دزدي! ؟
مديران خودساخته اي مثل كيم وو چونگ ، انگشت شمارند اما دله دزد هايي مثل شهرام خان كه احتمالا پر و بالشون يه جاهايي گير كرده و از مرغ دوني انداختنشون بيرون ، هميشه بودند ، هستند و خواهند بود.

كيم وو چونگ كيست ؟
«كيم وو چونگ» رئيس(سابق) هيئت مديره و موسس تشكيلات دوو در 19 دسامبر 1936 در شهر «تاگو» كره به دنيا آمد . پس از اتمام تحصيلات ابتدايي و متوسطه در سال 1960 موفق به اخذ دانشنامه اقتصاد از دانشگاه يانسي كره شد . پس از يك سال خدمت در شوراي توسعه اقتصادي كره كه يك ارگان دولتي است در سال 1967 «شركت صنايع دوو » را تاسيس كرد .
شركت دوو از طريق بيش از 70 شعبه و نمايندگي در رشته هاي مختلف صنعتي از قبيل احداث ساختمان ، كشتي سازي ، توليد وسايل نقليه، ماشين آلات سنگين و سبك ، ربات، دستگاههاي مخابراتي و محصولات الكترونيكي ، محصولات خانگي و منسوجات در داخل و خارج كشور كره فعاليت تجاري داشته و با نقاط مختلف جهان مناسبات تجاري برقرار نموده . (يه نكته : راستش دقيقا نميدونم اين اطلاعات مربوط به چه سالي ميشه ولي كتاب من كه بعدا معرفي اش مي كنم چاپ بيست و يكم ، سال 83 است)
آقاي كيم در سال 1978 ضمن اهدا كليه دارايي خود بنياد دوو را تاسيس كرد . اين بنياد تا كنون (زمان ترجمه اين كتاب) 5 بيمارستان عمومي روستايي احداث نموده است .
آقاي كيم در سال 1989 كتابي ارزشمند به قلم خودش (بر خلاف كتابهاي سفارشي خيلي ها...) تحت عنوان سنگ فرش هر خيابان از طلاست را با اين هدف منتشر كرد:
«دير زماني است كه همواره آرزو داشتم آنچه از ساحل درياي زندگي به دستم رسيده همراه با تجربيات شخصي زندگي خود به گونه اي تنظيم و آنها را با جوانان كه اميد هاي آينده كشور هستند در ميان بگذارم ...»
به عنوان يه دوست خواندن كتاب ازرشمند «سنگ فرش هر خيابان از طلاست» كه واقعا هر جمله اش طلاست رو توصيه ميكنم . كتابي خطاب به همه جوانان نه فقط مردم كره . نميدونيد چقدر متاثر شدم وقتي پيام آقاي كيم رو خطاب به جوانان ايراني مبني بر سازندگي كشور پس از 8 سال جنگ تحميلي خواندم :
« در اين اواخر من خود شاهد مجاهدت هاي شگفت آور مردم ايران براي بازسازي و ترميم ويراني هاي جنگ 8 ساله با عراق بودم و ترديدي ندارم كه نويد بخش آينده اي روشن و پربار خواهد بود... ترديدي ندارم كه جوانان ايراني مي توانند قهرمانان نوين تاريخ بزرگ ملي خود و جهان آينده باشند... »
اما افسوس ... سال1997، شرق آسيا با بحران شديد اقتصادي مواجه شد و دود اين آتش دامان دووييها را هم گرفت. اين شركت بزرگ و چندمليتي با بحران شديد نقدينگي و فروش روبهرو شد. كيم به جاي اينكه نيروي انساني دوو يا دامنه فعاليتهاي اين شركت را كاهش دهد، تصميم عجيبي گرفت! او به همه مديران دستور داد تا دارايي و سود شركت را بيش از آن مقداري كه هست، نشان دهند تا از اين طريق بتوانند وام بيشتري از بانكها بگيرند.
تحليلگران اقتصادي، اين پنهانكاري را بزرگترين اشتباه طول عمر كيم ميدانند. شركت دوو در سال1999 اعلام ورشكستگي كرد و كيم كه براي يك گردهمايي تجاري در چين به سر ميبرد، از بازگشت به كره امتناع كرد دادستان كره، پرونده فساد شركت دوو را به سركردگي كيم وو چونگ به جريان انداخت. جرم كيم، حسابسازي و اختلاس بود. دادستان كرهاي كيم بيچاره را تحت تعقيب كيفري قرارداد و دست به دامان پليس بين الملل هم شد. كيم شش سال به زندگي مخفي خود در كشورهاي مختلف دنيا (آلمان، فرانسه، سودان و ويتنام) ادامه داد اما سرانجام با شجاعت به كشورش بازگشت :
وى در بيانيه اى كتبى كه همزمان با ورودش به فرودگاه بين المللى اينچيون منتشر شد گفت: «سرم را به زير مى افكنم و به خاطر دردسرآفرينى براى مردم بر سر مشكلات گروه دوو پوزش مى خواهم .من هر مسؤليتى كه در رابطه با حادثه گروه دوو متوجه من باشد به عهده مى گيرم. من عميقاً متأسفم.»
مأموران پليس كره درمقابل چشمان متحير ميليونها كرهاي كه به صورت زنده ماجرا را مشاهده ميكردند، در همان پاي پلكان هواپيما، دستبند به دستان مرد اول اقتصاد و صنعت كره ميزنند و او را به بازداشتگاه ميبرند.
پس از دستگيري كيم، دادستان مذكور تقاضاي اشد مجازات را براي كيم كرد، يعني حبس ابد. اما قاضي دادگاه به دليل آنكه كيم از بيماري قلبي رنج ميبرد، صلاحديد كه ده سال حبس براي كيم كفايت ميكند.
برخي محافل اقتصادي كره و بسياري از مردم كره به دليل علاقه خاصي كه به اين مرد داشتند، و نيز به خاطر نقش بسزاي كيم در رشد اقتصادي كره، خواهان كاهش دادن اين حكم و حتي تبرئه كيم شدند. چهار ماه بعد دادگاه ديگري تشكيل شد و حكم دادگاه اول را فقط يك سال و نيم كاهش داد: هشت سال و نيم حبس به اضافه ده ميليون وون جريمه نقدي. آن هم در حالي كه پيرمرد نماد اقتصاد و صنعت كره، روي صندلي چرخدار نشسته و به دست او سرم وصل بود!

در فساد اقتصادي كيم وو چونگ هيچ شكي نيست اما اي كاش نويسنده محترم همشهري آنلاين و برخي وبلاگ ها به جاي مقايسه غلط مفسدان اقتصادي گردن كلفت! ،به مقايسه نحوه برخورد با فساد اقتصادي در ايران و كره و خصوصا در اين دو مورد مي پرداختند.
بله شهرام خان پس از چند صباحي گذراندن عمر در يك سوئيت درجه يك٬ اقدام به فرار نمودند و بعد از فرارشون آقايون يادشون افتاد بايد خيلي وقت پيش حكمي صادر ميكردند . اما مرد اول صنعت كره ... هرچند به نظر من حقش نبود ولي ديدين كه عاقبت الامر چه شد !!!
واقعا حيفه سنگ فرش هرخيابان از طلاست را نخوانيد . با اجازه چند جمله ازش انتخاب كردم به عنوان حسن ختام :
*در گوشه اي نشستن و احساس حقارت و ناتواني كردن در واقع خيانت به خلق آدميست .
*فراموش نكنيد هر چه امروز داريم روزي غير ممكن تصور مي شد .
*صحنه نمايش به شرق باز مي گردد.
سنگ فرش هر خيابان از طلاست (پر فروش ترين كتاب سال...؟)
نوشته كيم وو چونگ
ترجمه محمد سوري



