بعد از دو هفته سلام . احتمالا اين آخرين پستم تا پايان امتحاناته.(اگر شيطون گولم نزنه). نمي دونم چرا مناسبت هاي جالب هميشه با امتحانات ما آميخته بوده. دو جزء جدا نشدني !
خلاصه مي خواستم در اين پست به ۲۴خرداد (14ژوئن) اشاره اي داشته باشم.خوب قبل از اینکه بقیه اش رو بخوانید ، میدونید 14 ژوئن چه روزیه؟
14 ژوئن (۲۴خرداد)1928 : تولد ارنستو گوارا دولاسرنا
اما چرا و چگونه به چه گوارا علاقه مند شدم هم ماجرایی داره ... برمی گرده به چند سال قبل که با آثار ایزابل آلنده نویسنده شیلیایی که تصادفا از وابستگان سالوادور آلنده رهبر انقلابی شیلی هم از آب دراومد آشنا شدیم و به واسطه کتابهای ایشون به انقلاب شیلی و آلنده ارادت پیدا کردیم... این گذشت تا وارد دانشگاه شدیم و تصمیم گرفتم برای تحقیق درس ریشه های انقلاب ،انقلاب شیلی رو مطالعه و بررسی کنم(هنوز هم نمی دونم به خاطر بلایی که استادم سر تحقیقم آورد حلالش کنم یا نه!؟) خلاصه تازه دوزاریم افتاد که رخداد شیلی و آلنده در مقابل بسیاری از وقایع آمریکای لاتین حرفی برای گفتن ندارن(یه چیزی گفتم جدی نگیرید!) به این ترتیب بود که با آمریکای لاتین و سیمون بولیوار ،فیدل کاسترو ، چه گوارا و... که تا اون موقع فقط اسم و رسمشو ن رو می شناختم آشنا شدم ... و به چه گوارا ارادت خاصی پیدا کردم.
با اینکه لحن خشک و رسمی را نمی پسندم ولی اینجا به ناچار باید بپسندم.
«ارنستو گوارا دلاسرنا» نام كامل اوست و لقب «چه» را كوباييها به او دادهاند، لقبي كه در اين كشور براي خطاب قرار دادن كسي با احترام به كار برده ميشود. «چه» مبارزي است كه آوازه او تنها به آمريكای لاتين محدود نمیشود .
در استكهلم بيش از سيصد عنوان كتاب درباره او منتشر شده است. كافهای در مالزي وجود دارد كه روي تمام فنجانهای قهوهاش عكس او چاپ شده است و پاتوق طرفداران «چه» است.تفريح جوانان ميلاني، فروش تیشرتهای «چه» كنار خيابانهاست. دولت برزيل نام چند سينماي اين كشور را «ارنستو چهگوارا» گذاشته است. كلاه مدل «چهگوارا» پر فروشترين نوع كلاه در تابستانهای تركيه است. مارك «چهگوارا» معروفترين مارك سيگار در سودان معرفي شده است و باز هم طبق آمار مجله تايم حدود 76 درصد جوانان دنيا «چه» را ميشناسند و براي او احترام قائلند. مردم بوليوی به خود ميبالند چون «چه» به خاطر آنان و در آنجا كشته شده است هرازگاهی دعواي ميان ملتها هم بالا ميگيرد. ايرلندیها معتقدند چون پدر «چه» اهل اين كشور بوده پس «چه» به آنها تعلق دارد. آرژانتينيها ميگويند كه چون او مليت اين كشور را داشته و در همان جا تحصيل كرده پس يك آرژانتينياست. كوباييها اعتقاد دارند كه چون «چه» در سرزمين آنها و بهخاطر آنها جنگيده در يك سخنراني گفته كه افتخار ميكند كوباييی باشد، پس او اهل كوبا است. چهگوارا را نمیتوان متعلق به يك كشور دانست،چه آنكه نام و عكس چهگوارا امروزه در تمامي كشورهاي دنيا به نماد اعتراض درمقابل استبداد و سرمايه داری نوين بدل شده است.«چه» متعلق به تمامي آزادیخواهان ضد امپرياليسم جهانست. ارنستو چهگوارا يكي از خيل عظيم اسطورههای تاريخ است.
خودمونیم شاید مقایسه مناسبی نباشه به نظر من شهید چمران از بسیاری جهات از چه بالاتره.
http://www.chamran.org/biography.htm
«ارنستو چهگوارا» در 14 ژوئن 1928 در «روزاريو» دومين شهر مهم و بزرگ آرژانتين به دنيا آمد. در
خانوادهاي ممتاز از تبار اسپانيايي و ايرلندي كه گرايشهاي سياسي چپ داشتند، بزرگ شد. «ارنستو»
بزرگترين فرزند خانواده بود. در سال 1953 از دانشكده پزشكي فارغ التحصيل شد و سپس سفر به ديگر
كشورهاي آمريكايي را آغاز كرد، سفري كه نقطه عطفی در زندگی او بود. در سال 1954 زماني كه در
«گواتمالا» بود با پشتيباني از حكومت «جاكوب آربنز» كه منتخب مردم بود قدم به عرصه مبارزات
سياسي گذاشت. آربنز در نتيجه توطئه و در مداخلات تجاوز كارانه سازمان سيا سرنگون شد و «چه» به
مكزيك گريخت. اندكی بعد به فيدل كاسترو و ديگر انقلابيونی پيوست كه با جنبش 26 ژوييه در پي بر
اندازي ديكتاتوري «فولژ نيسو باتيستا» در كوبا بودند.«گوارا» در دسامبر 1956 ازجمله مبارزانی بودكه به
منظور آغاز مبارزه چريكي از عرشه كشتي كوچك «گرانما» قدم به خاك كوبا گذاشتند. او كه در اصل
پزشك گروه بود همچون يك فرمانده ارتش شورشی ظاهر شد. درپی سقوط «باتيستا» در دسامبر 1956،
چهگوارا يكي از رهبران حكومت تازه كارگران و دهقانان شد و پستهای دولتی متعددي چون رياست بانك
مركزي كوبا و وزارت صنايع به او واگذار شد. چهگوارا بارها به نمايندگی از كوبا درمجامع مختلف چون
سازمان ملل متحد شركت كرد. او در مقام يكي از رهبران جنبش 26 ژوييه به برگزاري گردهمايیهای
گروههاي سياسي - كه سرانجام در 1965 به بنيانگذاري حزب كمونيست كوبا انجاميد - ياري رساند.گوارا
در اوايل 1965 از همه مسووليتها و پستهای دولتی كنارهگيری كرد و به منظور كمك به پيشبرد
مبارزههاي ضدامپرياليستي و ضد سرمايهداری در ديگركشورها، كوبا را ترك كرد وهمراه با داوطلبانی كه
بعدها در «بوليوی» به او پيوستند، نخست به كنگو «زئير» رفت و در جنبش ضد امپرياليستي آن كشور به
رهبری «پاتريس لومومبا» شركت جست. از نوامبر 1966 تااكتبر 1967 جنبش چريكی بوليوی را بر ضد
ديكتاتوري نظامي آن كشور رهبری كرد. درهفتم اكتبر 1967 در عمليات رزمی ساخته سازمان سيا به
دست نظاميان بوليوی زخمي و دستگير و روز بعد از آن تيرباران شد.
امروزه پس از گذشت سي و هفت سال ازمرگش هنوز هم او يكي از چهرههاي محبوب اسطورهای به
خصوص درميان جوانان است. اسطوره عصيان كه نامش پرچم هر مبارزهای است. شخصي كه تصويرش
بر پيراهنهاي سرخي نقش بسته كه جوانان معترض بر تن ميكنند بی آنكه از انديشههای انقلابی او
خبر داشته و يا حتی جهان بيني او را پذيرفته باشند.

«چه» ميتوانست همچون بسياری از فارغ التحصيلان رشته پزشكی در گوشهای از دنيا براي خود مطبی
دايركند، اما روح عصيانگرش او را واداشت تا به ياری همنوعانش درمناطق استبداد زده آمريكای لاتين
بشتابد. زمانی كه چهگواراي جوان و دوست همراهش «آلبرتو گرانادو» با موتورسيكلت از رده خارج توترون
500 مدل 1939، كه تنها به بهای چند پزوی ناچيز خريداري شده بود، قصد سفر به دور آمريكاي لاتين را
جهت درمان بيماران جزامي كرد آمريكاي سرخ لاتين در زير چكمههاي سنگين امپرياليسم جان ميداد،
اما نه «چه» و نه «آلبرتو» هيچ كدام از اين حقيقت تلخ آگاهی نداشتند.آنها تنها ميخواستند مناظر بكر
قاره پهناورشان را از نزديك ببينند و به كمك بيماران جزامی بشتابند، سفری كه پايانش به گونهای ديگر
بود و باعث تولد انسانهايي شدكه اكنون نام آنها را مترادف با انقلاب به كار ميبرند.
هفتم اكتبر 1967 «چه» آخرين سطرهاي وقايع روزانه خود و گروه چريكی اش را نوشت. روز بعد در ساعت
يك بعدازظهر در يك دره كم عرض و تنگ، جايی كه براي درهم شكستن محاصره به انتظارشب نشسته
بودند، نيروي عظيمي از دشمن برآنها تاخت. گروه كوچك مرداني كه واحد چريكي را تشكيل ميدادند تا
گرگ و ميش بامداد قهرمانانه جنگيدند.ازكساني كه در نزديكترين مواضع به «چه» ميجنگيدند كسی
زنده نماند جزو دو نفر كه به همراه «چه» مجروح و دستگير شدند .

هشتم اكتبر چهگوارا تير باران شد.جسدش را به هلیكوپتر بستند تا به همه اعلام كنند كه چريك مبارز
را دستگير كردهاند پس از انتقال جسد «چه» به «هيگوئرا» روستايی درشمال بوليوی، تازه همه فهميدند
چه كسي كشته شده است. حكومت وقت از ترس، جسد «چه» را سوزاند و بقاياي استخوانش را در
مكان نامعلومی خاك كرد. سالها بعد در پي فشار دولت كوبا و شخص فيدل كاسترو، دولت بوليوی
استخوانها را در تابوت گذاشت و به كوبا فرستاد تا «چهگوارا» در ميان اشك و احترام دفن شود.
با تشکر از حسن دقت دوست خوبم سید جلال
یه پارازیت: انقلاب شیلی در 11 سپتامبر 1972 با کودتای آمریکایی پینوشه سرنگون شد احتمالا آه مردم شیلی در 11 سپتامبر مردم آمریکا رو گرفت! ![]()
منبع: سایت زندگی و مرگ چه گوارا .روزنامه جام جم
کاش فرصت می شد درباره رهبری کاریزماتیک (پرجاذبه، پرابهت و فرهمند)می نوشتم. چه گوارا هم به عنوان رهبر کاریزما نمونه خوبی بود
ولی وقت نیست![]()
شاید دوباره یه چیزایی اضافه کردم.
**************
گفتم شاید دوباره یه چیزایی اضافه کردم
۶/۲/۸۶
قبل از هرچیز اول یه تبریک جانانه به برو بچ مهندسی ارزش میگم یعنی : خودم٬یکتا(سرگروه) آسوشیتدپرس و خانمها عسکری٬عامری و حمایتی. کاری کردیم استاد تبعیض ها در جا متحیر بمونه. یه رکورد تازه هم ثبت کردیم . شدیم تنها گروهی که توانسته نمره کامل را از جناب عدالت بگیره![]()
![]()
![]()
از وبلاگ مدیران صنعت فردا کمال تشکر را دارم یعنی داریم![]()
گاهی اوقات جرأت انتقاد کردن از استاد را نداریم ولی ظاهرا ایمیل ناشناس یکتا اثر خودش را به جا گذاشته روز آخر استاد محترم از همه حلالیت خواست![]()










