نمی دونم از کجا شروع کنم ! ...به تحلیل های علمی تخیلی یه فارغ التحصیل MBA از دانشگاه شریف توجه بفرمایید :
دوستی خاله خرسه دولت با صنعت
دولت مدتی قبل تصمیم گرفت برای حمایت از دامداران داخلی واردات گوشت را ممنوع کند. از آنجا که تولید داخل محدود بود، مازاد تقاضا منجر به افزایش قیمت گوشت گردید. افزایش گوشت باعث شد که حتی دامداران گاو شیرده که عملا وضع مالی خوبی نداشتند حاضر شوند که گاو شیرده را به قصابان بسپارند و از فرصت افزایش قیمت گوشت استفاده کنند. این موضوع باعث شد تولید شیر کم شده و برای شیر هم مازاد تقاضا ایجاد شود. در نتیجه قیمت شیر هم بالا رفت. با توجه به کشتار گاوهای شیرده و افزایش قیمتهای گوشت و شیر تمایل دامداران به پرورش دام بیشتر شد در نتیجه تقاضا برای علوفه هم بالا رفت. افزایش قیمت علوفه هزینه های تولید را برای دامداران بالا برد و مجددا قیمت شیر و گوشت افزایش یافت. قصه به همینجا ختم نمی شود. تولید کنندگان محصولات گوشتی و لبنی مثل سوسیس و کالباس، پنیر، دوغ و ماست هم مجبور شدند که قیمتها را افزایش دهند. اینها را گفتم که اگر دیدید در رستوران بانی چاو قیمت یه پیتزا 4200 تومن شده چیز عجیبی نیست. مقصر کس دیگریست ![]()
منبع:http://www.mylogs.persianblog.com نوشته شده توسط mehdi
دوستی خاله خرسه دانشگاه با دانشجو
دو سال پیش که سلف سرویس دانشگاه راه اندازی شد قیمت هر ژتون 100 تومان بود ،بعد از دو سه ماه به 150 تومن رسید . در عرض کمتر از دو سه ماه. هم سلف سرویس باکلاس تر شد ،هم تنوع غذایی کمتر و در نتیجه همزمانی رخدادها، قیمت ژتون با یه سیر صعودی چشمگیر به 250 تومن رسید ! با نصب دستگاه تغذیه (که ماشاا.. خوره ی پول هم داره ) قیمت هر وعده غذا شد 280 تومان ! اینا رو گفتم که اگر دیدید کارت تغذیه تون شارژ نداره چیز عجیبی نیست .مقصر دستگاه تغذیه نیست کسی یا چیزی دیگری است که چشم دیدن دو قرون پول رو تو جیب دانشجوی بدبخت نداره ! ![]()
نوشته شده توسط مهرگان
***********
خوب نظرتون چیه ؟ تحلیل های من که دانشجوی کارشناسی مدیریت صنعتی دانشگاه هرمزگانم ، علمی تره یا این آقا مهدی که فارغ التحصیل MBA از دانشگاه صنعتی شریف هستن ؟
سؤالم رو یه جور دیگه مطرح می کنم : قابلیت طنز پردازی من بیشتره یا آقا مهدی ؟![]()
**************
اخبار روز
چند روزیه گیرنده هام به دلیل امتحانات میان ترم ضعیف شده و نمی فهمم دور و برم چه خبره . حالا برای اینکه یه چیزی گفته باشیم:
* نمدونم نشریه روابط عمومی منتشر شده یا نه . گیرندهام ضعیف شدن !
* از اونجا که اصولا دانشجو جماعت آخر تکنولوژیه دوستان لطف دارن به جای کامنت گذاشتن نظراتشونو شفاها به عرض بنده میرسونند .(لاف نمیزم جدی میگم !)
*یه چیز دیگه هم یادم اومد! امروز انجمن اسلامی تو دانشگاه مراسم پارچه نویسی برگزار کرده بود مثل مراسم نقاشی بچه ها تو بلوار ساحلی . به هر حال چیز جالبی بود. بعدش هم قرار بود فیلم خداحافظ ارنستو پخش بشه . خیلی دوست داشتم فیلم رو نگاه کنم ولی حیف که امتحان داشتم.اشکال نداره ما که نه فیلم خاطرات موتور سیکلت سوارو دیدیم نه کتابشو خوندیم خداحافظ ارنستو که دیگه جای خود دارد!



